X
تبلیغات
رایتل

شهید محسن امیدی

چهارشنبه 9 آذر‌ماه سال 1390



باغ بهشت-قطعه شهدا.از همان دور که وارد می شوی مزارش پیداست و عکسی که روبه رویت لبخند می زند.فرمانده شهید لشکر انصارالحسین همچنان استوار ایستاده است...

بیست وششم دیماه سال 1336 ه ش در خانواده ای مذهبی در شهرستان نهاوند به‌دنیا آمد. دوران کودکی‌اش را در محیط گرم و با صفای خانواده وبا تعالیم برگرفته از قرآن وسیره ی ائمه(ع)سپری کرد.
با رسیدن به سن تحصیلات به مدرسه رفت و با شور و شوق به فراگیری علم پرداخت . در سال 1355با اخذ دیپلم وبا اتمام مرحله اول تحصیلات، به خدمت سربازی رفت.
او در دوران تحصیلات متوسطه به صف مبارزان انقلاب اسلامی پیوسته بود.در خدمت سربازی هم با وجود مراقبت بی حدواندازه  سازمان امنیت شاه , فعالیتهای مبارزاتی اش را ادامه داد و به افشای چهره ی پلید وخائن شاه وخاندان پهلوی ,برای سربازان دیگر پرداخت..
بعد از اتمام خدمت سربازی ومراجعت به نهاوند, همراه شهید حیدری، به تشکیل کتابخانه ای مبادرت کردند تا از آن به عنوان پایگاهی برای مبارزاتشان با طاغوت استفاده کنند..
از این کتابخانه علاوه بر هماهنگی بین نیروهای انقلابی وسازماندهی تظاهرات واعتراضات مردمی در سطح نهاوند، به عنوان محلی برای چاپ و پخش اعلامیه‌ها وپیامهای امام خمینی استفاده می کردند..
در آنجا نوارهای سخنرانی امام خمینی (ره)تکثیر وبرای هسته های مبارز در بخشهای دیگر فرستاده می شد. محسن امیدی که بعد از اتمام خدمت سربازی به عضویت آموزش وپرورش نهاوند درآمده بود,کلاسهای درسش را نیز به  محل نقدو به  چالش کشیدن عملکرد غلط حکومت شاه تبدیل کرده بود.
با پیروزی انقلاب اسلامی، علاوه بر شغل معلمی در اوقات فراغت در نهادهای انقلابی از جمله کمیته انقلاب اسلامی (سابق)و جهادسازندگی (سابق)فعالیت می‌کرد. همزمان با فرمان امام خمینی (ره) مبنی بر تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از آموزش و پرورش استعفا کرد و با همکاری تعدادی از دوستانش سپاه نهاوند را تاسیس نمود وبا اصرار آنها مسئولیت قائم مقام فرماندهی سپاه این شهر را به عهده گرفت.

شهید محسن امیدی در سال 1360 ازدواج کرد و در سال 61 13به دلیل ماموریتی به کرمانشاه منتقل شد و در سپاه منطقه 7 مسئولیت فرماندهی بسیج این سپاه را به عهده گرفت.
مدتی بعد به همدان رفت ودر واحد اطلاعات و عملیات سپاه همدان مشغول خدمت شد. جنگ تحمیلی وارد دومین سال شده بود و ضرورت سازماندهی نیروهای سپاه وبسیج در یگانها نمودبیشتری پیدا کرده بود.تیپ 32 انصارالحسین (ع) که بعد از مدتی به لشکر ارتقاء یافت در شرف تشکیل بود ,او به این تیپ پیوست و به‌عنوان یکی از مسئولین آن به فعالیت پرداخت..
محسن امیدی بعد از پیوستن به این یگان در بیشتر عملیاتی که توسط نیروهای ایران انجام می شد, حضور مستقیم داشت و مدت مدیدی را در جبهه‌های جنگ گذراند.
تنها علاقه دنیایی اش حضور درسرزمین وحی و حرم نبوی بود,در فرصتی توانست به این آرزویش برسد وحاجی شود..
حاج محسن امیدی  در سال 1365رئیس ستاد لشکر بود. اما به‌خاطر شهادت سردار حاج رضا شکری پور فرماندهی گردان 154 از مسئولیتش کناره گیری کرد تا برای پر کردن جای دوست شهیدش ، فرماندهی این گردان رابه عهده بگیرد..
مدتی از این اتفاق نگذشته بود که حاج محسن امیدی فرمانده در تاریخ 20/2/1365 در جبهه جزیره مجنون هنگامی که با همراهی تعدادی از رزمندگان گردان 154مشغول مقابله با دشمن بود به شهادت رسید.

.




 


وصیتنامه شهید محسن امیدی


بسم الله الرحمن الرحیم


ربّنا انّنا سَمعنا مُنادیاً یُنادی للإیمان أن امِنوا بربّکم فأمنّا. ربّنا فغفرلَنا ذُنوبنا وَ کفّر عنّا سَیّئاتِنا و توفّنا مَع الأبرار.
خدایا با دلی مأیوس از اعمال خود و امیدوار به رحمت بی انتهای تو آغاز به سخن می نمایم.
ای خداوندی که نسبت به بندگانت رئوف و مهربان هستی و با دیده رحمت به آنها نگاه می کنی، نگاهی از رحمت به این بنده عاصی و رو سیاه عنایت فرما و توفیق توبه و بازگشت و جبران گناهان را بر این بنده گنه کار عطا فرما.
ای خداوندی که رحمتت ملتی را از پرتگاه هلاکت و فساد و تباهی بوسیله رهبری امامی از فرزندان بنده محبوبت محمد(ص) نجات داد و آنها را تحت نورانیت بیرق اسلام و جمهوری اسلامی به صراط مستقیم خودت رهنمون فرمود. اینک در میان این راه پر پیچ و خم خطرناک که در هر قدمش شیطانی برای گمراه کردن ما ایستاده است ما را دستگیری و یاری فرما تا نلغزیم و تا رسیدن به سر منزل مقصود یعنی حاکم شدن اسلام محمدی(ص) بر کره خاک و یا شهادت و لقاء خودت همچنان محکم و استوار و مطیع ساز تا پشت سر امام عزیزمان خمینی بت شکن انجام وظیفه نماییم تا شاید این انجام وظیفه زمینه و مقدمه پاک شدن از گناهان و آمرزیده شدن را در ما فراهم آورد. چون خدایا فقط دلخوش به این دارم که توفیقی عنایتم کنی تا با نثار کردن خونم در صحنه‌های نبر د با دشمنانت و در کنار این رزمندگان پاک و صالح خودت به پایین‌ترین درجه ادای دین و شکرگزاری در مقابل اسلام و انقلاب و امام و شهدا و اسرا و جانبازان و فرزندان یتیم شهدا و خانواده‌های بی‌سرپرست آنها و امت شهید پرور دست یابم.
آری خدایا مگر می‌شود در این زمان زندگی کرد. جز به تلاش و پیکار (در راه برطرف کردن موانع راه اسلام) تا رسیدن به قله رفیع شهادت از خود راضی شد.
آری پروردگارا مگر می‌شود انسان در شرایطی همچون شرایط ( کُلّ أرضٍ کربلا و کل و یومٍ عاشورا) نفس بکشد و جدا از سرنوشت حسین(ع) و زینب(س) به سر برد که امروز ایران اسلامی کربلا و هر روز عاشورا است باید هرکس صف خود را مشخص کند یا با حسین بودن و در صحنه کارزار با دشمنان دین به شهادت رسیدن و یا با زینب و کاروان اسرا بودن و به رسوا گری یزیدیان رفتن و می‌دانیم. مسئولیت زینبی بیش از مسئولیت حسینی است چرا که زینب باید در دوری شهدا خود را نبازد، دچار غفلت نگردد و چون شیری خشمگین بر یزیدیان غرش برد و آنها را به ورطه نیستی و هلاکت کشاند.
و عزیزان ای ماندگان بعد از شهدا ما چنین مسئولیت عظیمی را باید به دوش کشیم و اگر ذره‌ای غفلت کنیم با یزیدیان هماهنگ و همراه شده‌ایم خدایا بحق خونهای پاک و مقدس همه شهدای اسلام بخصوص شهدای کربلا ما را از غفلت و گمراهی از راه شهدا تا لحظه ملحق شدن به آنها با شهادت محفوظ بدار.
اما خداوندا هر چه اظهار پشیمانی و شرمندگی بخاطر گناهانم می‌نمایم ولی بازهم خدایا تو رحمان و رحیمی تو غفور و کریمی تو خودت بندگانت را دعوت به توبه و بازگشت نمودی و من هم آمدم پس خدایا خودت توفیقم ده تا از جمله توابین حقیقی باشم.
خدایا چگونه نعمتهای بی‌کرانت را که حق این بنده عصیان کار روا داشتی شکر گزاری کنم بنده‌ای را که جز عذاب دنیا و آخرت استحقاقی ندارد تو با رحمتت بزرگترین نعمت‌ها دادی، نعمت از جمله امت حزب‌ا... شدن. نعمت با بندگان صالحت معاشر و همنشین بودن، نعمت پوشیدن لباس سربازی اسلام، نعمت حضور در صحنه جهاد پس خدایا مرا با عنایت توفیق دست‌یابی به ایمان و صبر و شهادت شکرگزار نعمت‌های بی‌کرانت قرار بده و از گناهان و تقصیراتم در گذر.
در خاتمه تذکراتی چند نسبت به پدر و مادر و خانواده و برادران همکارم و امت حزب ا...:
پدر و مادر عزیزم از اینکه نتوانستم برای شما فرزند خوبی باشم عذر خواهی می‌کنم امیدوارم که این گنهکار را به خوبی خودتان ببخشید از خداوند برایتان ایمان و صبر و استقامت بیش از پیش خواهانم انشاءا... خداوند شما را در این آزمایشات ابراهیمی که شده و خواهید شد موفق و سربلند بگرداند از قول من همگی برادرانم و خواهرانم را با خانواده‌هایشان سلام برسانید و حلال خواهی نمائید، همه فامیل را سلام رسانده حلال خواهی نمائید در ضمن خانواده ام را به امانت نزد شما به خداوند می‌سپارم، به راه اسلام هادی و رهنمون و یاورش باشید.
همسر مهربانم از اینکه در طول زندگی کوتاه‌مان نتوانستم حقوقی را که بر عهده این حقیر داشتی ادا کنم، شرمسارم و از تو حلالی و بخشش می‌طلبم امیدوارم که با کمالات خودت نقایص مرا نادیده بگیری از خداوند برایت ایمان و صبر و استقامت بیش از پیش خواهانم چرا که از این به بعد با مشکلاتی فزاینده روبرو خواهی بود بار مسئولیت عظیم تربیت فرزند یا فرزندانی حسینی و بار مسئولیت دفاع از حریم مقدس آرمان شهیدان و مبارزه بی‌امان با دشمنان اسلام و شهدا و نهایتاً در صلح و صفا و دوستی بودن با حسینیان و در ستیز و جنگ بودن با یزیدیان در هر عصر و زمان که در زمان ما امام عزیزمان فرزند حسین(ع) است و حسین زمان، پس با دشمنانش دشمن و با دوستانش دوست و فرزندم را نیز اینچنین بپروران. سلامت و موفقیت شما را برای پیمودن مسیر اسلام از خداوند بزرگ خواهانم و شما را به او که همه چیز در قبضه قدرت اوست می‌سپارم خداوند یار و نگهدارتان باد.
برادران پاسدارم از شما عذر می‌خواهم که در رابطه با همگی شما کوتاهی کردم امیدوارم که این حقیر را مورد عفو بخشش خود قرار دهید امیدوارم که همگی ما با پیروی از فرامین امام، خود را آنطور که امام می‌خواهد بسازیم و سعی کنیم قدر و منزلت پاسداری اسلام را از بیانات امام در مورد پاسدار بفهمیم و بدانیم این لباس رنگ گرفته از خون مقدس و پاک شهدای گرانقدر سپاه اسلام است که اگر لباس پاسدار فشرده شود از آن خون شهید تراوش خواهد کرد.
پس بر ما باد حفظ حرمت این لباس و آرمان مقدس برادران و خواهران حزب‌ا... با حفظ و حرمت اتحاد و یکپارچگی و در پشت سر امام عزیزمان تا پیروزی نهایی حق بر باطل یعنی ظهور آقا امام زمان(عج) جبهه‌های جهاد را گرم نگهدارید که نجات و رستگاری ما در دنیا و آخرت به این مبارزه مقدس بستگی دارد. خداوند، به همه توفیق اطاعت و پیروی از امام و دوری و بیزاری از دشمنان امام را عنایت فرماید.
خداوند، سربازان و رزمندگان اسلام را به فتح و غلبه نهایی نایل فرماید انشاءا...
ضمنا حدود 4 یا 5/4 سال نماز و روزه به گردنم هست که برایم قضا کنید. انشاءا... که خداوند دفتر گناهان را در محشر بر روی ما بگشاید و با رحمت و بخشش با ما رفتار کند.
یکی از برادران به نام محسن عینعلی سپاه تویسرکان، مبلغ 10 هزار تومان از اینجانب طلبکار است که پرداخت نمائید.
بدهی‌هایی را که به صورت وام از سپاه و صندوق مهدیه همدان گرفته‌ام از حقوق هر ماه پرداخت نمائید.چنانچه از برادران ایمانی کسی طلبی از این جانب دارد مطالبه نماید چون من یادم نبوده خودش به خانوداه ام متذکر شود و عفو نمایند.
خداوند حق همه بندگانش را که بوسیله من ضایع شده با عطای رحمت خود به آنها در حقم حلال نماید.
خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی نگهدار
از عمر ما بکاه و بر عمر رهبر افزا
خدایا تا ما را نیامرزیدی از دنیا مبر.
لحظه مرگ را لحظه اوج ایمان و اعتقاد ما قرار بده.
در لحظات سخت جان دادن ما را از شر شیطان محفوظ بدار.
مرگ ما را شهادت و شهادت را وسیله پاکی ما قرار بده.
مارا از برادران شهیدمان در قیامت جدا مفرما.
آنچه که خیر و صلاح ماست بر ما مقدر فرما.
آمین یا رب العالمین
چنانچه قصور یا اشکالاتی در متن هست به علت ناآگاهی من است، والا توفیقی از جانب خداست.


محسن امیدی



خدایش رحمت کناد